تبليغاتX
اباطیل

اباطیل

رویش جوانه های ذهن ما مدیون هوایی ست که از ما دریغ کردند و ما با ولع بلعیدیم

 

درباره هرم انگيزشي مازلو (مراتب نيازها و انگيزه هاي انساني) همه ما كم و بيش چيزي خوانده يا شنيده ايم

 

 (براي يادآوري خودم: پنج مرحله اي كه در ساختار هرم مازلو قرار مي گيرند از پايين ترين و ابتدايي ترين نياز عبارتند از: نيازهاي زيستي اوليه، امنيت، احساس تعلق و وابستگي عاطفي/ اجتماعي، اعتماد به نفس، خودشكوفايي و كمال گرايي)

 

مبحث جديد و كامل تري كه در اين زمينه مي خواهم معرفي كنم مبحث Spiral Dynamics  و يا گردونه تكامل است كه چون مرجع و مقاله اي در اين باره به فارسي پيدا نكردم، پيشنهاد مي كنم از منابع انگليسي كل مبحث را دنبال كنيد.

 

در اين مبحث دغدغه هاي روانشناسي درباره ماهيت وجودي انسانها و چگونگي تغييراتشان به طور مبسوطي مورد مطالعه قرار مي گيرند و تئوري و فرضيه هاي موجود به نحو بسيار جالبي به سطح سازمانها آورده مي شوند كه در نهايت آنها را در لايه هاي مختلف وجودي قرار مي دهد.

 

در واقع گردونه تكامل ، چارچوب نظري است كه نسبت به تئوري‏هاي قبلي مثل نظرية انگيزش مازلو داراي قدرت بيشتر در تفسير و توضيح مراتب وجود انسان و تغيير و ديناميك جاري در سيستم‏هاي انساني است و يا به تعريف يكي از متخصصين آن:

 

گردونه تكامل راهي براي فكر كردن به اين موضوع است كه "ما كه هستيم؟" . ديدگاهيست درباره ذات بشري و چگونگي تغييرات در آن و در واقع بيانگر رويكردي متفاوت نسبت به گونه گوني انسانهاست و ريشه در اين دارد كه ما چگونه درباره چيزها فكر مي كنيم و جهان اطراف خود را چگونه به تصوير مي كشيم و يا به عبارتي برداشت ما از جهان اطرافمان چيست.

 

 

اما گردونه تكامل چه مي گويد؟

 

گردونه تكامل برپايه قرار دادن سيستم هاي مختلف فكري و رويكردهاي مختلف در لايه هاي مختلف شكل گرفته است. در چارچوب نظري Spiral Dynamics سيستم‏هاي فكري و لايه‏هاي گردونه ، همان نقشي را به عهده دارند، كه DNA  و ژن‏ها در شكل گيري و تكامل سيستم هاي ارگانيك دارند. بدين معنا كه چگونگي تكامل ذهني -  فرهنگي  سيستمهاي انساني را توضيح مي‏دهند.

 

اگر مطلب ژنتيك و ممتيك مرا خوانده باشيد، با اصطلاح ممتيك كه جزو تعاريف بنيادين اين فرضيه است، از قبل آشنايي داريد.

 

گردونة تكامل به هشت لايه ممتيكي تقسيم شده است و به هر كدام،  بسته به ويژگي‏هاي آنها يك رنگ نمادين تخصيص داده شده است. اما گردونة تكامل به اين هشت رنگ يا هشت ممتيك محدود نيست و به دليل پويايي آن، رنگ‏ها و سيستم‏هاي فكري جديدي نيز در آينده بروز خواهند كرد.

 

 

دنباله بحث درباره لايه ها رو به يكي دو روز آينده موكول مي كنم.

با احترام و مهر

 

غزل بانو

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 1:26  توسط غزل بانو  | 

 

مي شه آدمها همديگه رو براي "حضور" دوست داشته باشند نه براي "لذت حضور"؟

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 22:46  توسط غزل بانو  | 

  

هراس: واكنش آگاهانه در احتراز از خطرهاست. هيچ آدم عاقلي از يك طرف اتوباني كه ماشين ها با سرعت بالا ازش رد مي شن، به طرف ديگه نمي دوه. استثناء: مگر اينكه "ايراني" باشه!!!!

 

ترس: دلشوره نابجا و حساسيت بيش از اندازه، با عكس العملي نامناسب و غيرعاديست. مثل اينكه وقتي مي خواهيد از خانه بيرون برويد ده تا قفل مافوق پيشرفته به در و پنجره بزنيد و باز هم تمام مدت نگران حضور سارقين باشيد. اين نگراني "ترس" است و نابجاست مگر اينكه در ايران باشيد چون حتي در اين صورت هم وقتي به خانه برمي گرديد، اگر همه چيز سر جاي خودش باشد به معني خوش شانسي تصادفي شماست. توصيه ما به شما اينست كه جشن شكرگزاري برپا كنيد.

 

فوبيا: حالت افراطي و مزمن ترس است كه منجر به رفتارهاي نامعقول مي گردد. مثل ترس از ارتفاع، خفگي در آب، جانوران بي آزار خانگي و يا فوبياي دولتمردان ايراني به آزادي، تفكر و تمامي دگرانديشان. از نمونه هاي ديگر ايراني مي توان به فوبياي زنان مدرن ايراني به "زن" بودن و فوبياي مردان امروزي به "آدم" بودن زنها اشاره كرد.

 

 

منبع: دائره المعارف غزل بانويي

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 18:16  توسط غزل بانو  | 

 

از رويش ناگزير جوانه هراسي نيست

كابوس هاي من

از قدم زدن روي خش خش برگ هاي پاييزي ست

در حاليكه

"سايه" باراني ات را در آغوش كشيده ام

 

 

غزل بانو

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 0:8  توسط غزل بانو  |