اما آنچه بايد درباره لايه ها بدانيم اينست كه:
لايه ها در گردونه تكامل نماينده روش هاي تفكر هستند. سيستم ها در لايه هاي گردونه تكامل از بين نمي روند بلكه تحت شرايط مساعد در لايه هاي بالاتر ظاهر مي شوند؛ در واقع بحث بهتر بودن يا بدتر بودن لايه ها مطرح نيست بلكه تناسب و سازگاري هر لايه با شرايط زيستي در زمان و مكان خاص مطرح مي گردد و در نهايت گردونه تكامل راجع به سيستم هاي فكري/ ارزشيست و نه افكار و ارزشها.
با اين توضيح كوتاه به معرفي لايه ها مي پردازم:
v لايه بژ يا نخودي: نماينده تفكر غريزي و جامعه اي با ساختار دسته اي و بي شكل، يادآور انسانهاي بدوي با فرآيند زيستي بقا محور مي باشد.
v لايه بنفش: نماينده تفكر پرستش آيين هاي مذهبي در جامعه اي با ساختار قبيله اي مي باشد.
v لايه قرمز: سمبل تفكر خودمحور با ساختار اجتماعي پادشاهي، امپراطوري و فرآيند قدرت يافتن فرد قويتر و زورمدار است.
v لايه آبي: تفكر مطلق گرا، ساختار اجتماعي هرمي و فرآيند پررنگ شدن مسووليت فردي و صلاحيت اشخاص
v لايه نارنجي: بيانگر تفكر چند بعدي، ساختار اجتماعي سلسله مراتبي و بوروكراسي، نظام پاداش در برابر انجام كار درست مي باشد و افراد براي دستيابي به نتايج قابل قبول و اثرگذاري تلاش مي كنند.
v لايه سبز: نماينده احساس تعلق به جامعه، خودآگاهي، همكاري براي رسيدن به بلوغ جمعي و هارموني و عشق است. در اين لايه تفكر بر پايه نسبي گرايي شكل مي گيرد و ساختار مساوات طلبانه و دموكراتيك بر جامعه حاكم است.
v لايه زرد بيانگر تفكر سيستمي و ساختار تعاملي هميشه در حال گذار و سيال است كه استقلال و ارزش دادن به "من" وجودي را در پي دارد.
v لايه فيروزه اي نمايانگر تفكر كل گرا و ساختار فراملي ست.
v لايه مرجاني كه آخرين لايه محسوب مي شود: هنوز در بين متخصصين تعريف مناسبي براي آن وجود ندارد (يعني ذهن بشري تصوري بالاتر از تفكر كل گرا و ساختار فراملي را درك و هضم نمي كند؟؟؟)
سوال امروز من فقط در دو جمله خلاصه مي شود: (هرچند نمي توان حكم كلي صادر كرد، نظرم بر برآورد تفكر حاكم است)
سردمداران تفكر در ايران امروز در كدامين لايه قرار مي گيرند؟
مردم عامي در كدام لايه ايستاده اند؟ (و يا شايد خوابيده اند؟)
در كجاي جهان ايستاده ام؟*
غزل بانو
* قطعه اي از شعر خسرو گل سرخي تحت عنوان سروده هاي خفته**
** مرسي يحيي خان بابت اسم شعر