چشمهای تو
چشمه سار شوق زندگی من است
دستهایت
آبشار سبزی را در من نقش می زند
که حتی گل های داوودی نیز از درکش عاجزند
نفس هایت
لرزشی به جانم می ریزد
و حضورت ...
حضور تو معنای تک تک نفس های این خسته دلتنگ است
حضورت را دوست دارم
حضورت را دوست دارم
حضورت را دوست دارم
*****
چند روز دیگه تولد مادرمه. گرانبهاترین گنج زندگیم. هرکار می کنم چیزی برای نوشتن به ذهنم نمی رسه. هر چی می خوام بنویسم عاشقانه می شه بیشتر تا مهرورزانه. شاید برای اینکه احساس من نسبت به مادرم خیلی قویه. کمکم می کنید؟ اگر نوشته قشنگی که درخور یک مادر باشه پیدا کردید ممنون می شم برام بنویسید
بامهر
غزل بانو
