تبليغاتX
اباطیل

اباطیل

رویش جوانه های ذهن ما مدیون هوایی ست که از ما دریغ کردند و ما با ولع بلعیدیم

 

می توان گفت نظریه غالب در این زمینه در حال حاضر به صورت زیر بیان می گردد:

" مهمترین اندام جنسی، آلت تناسلی خارجی نیست، مهمترین اندام جنسی مغز است."

 .

.

.

اما در کشور ما که به جای هویت جنسی "هویت جنسیت زده" حکومت می کند، وضعیت به گونه ای دیگر رقم می خورد. در کشور ما هویت که به صورتی افراطی جنسیت زده شده است، ارزشهای انسانی را تحت قیود و محدودیتهای مرد و زن بودن می سنجد. در واقع معیار شخصیت بر اساس جنسیت شخص تعریف می گردد و شاید بر پایه همین اساس است که در بازخورهای ناشی از حکومت تفکر هویت جنسیت زده، به راحتی اصول انسانی را با منطق تلفیق جنس و جنسیت ولازمه آنها بودن محو یا کمرنگ می نمایند.

 

 گرچه کارکرد بیولوژیک متفاوت در هر دو جنس بیانگر تفاوتهایی در وضعیت جسمی یا تفکر آنان می باشد، اما اینکه به صرف جنسیت خاصی انسانی را از انجام کاری منع و یا به انجام آن وادار سازند، تنها تجاوز به حقوق انسانی و آزادی انتخابی است که در هر جامعه برای تک تک اعضا تعریف می گردد. تصمیم حضور در مجامع مختلف و انجام امور متفاوت در حیطه قانون اساسی به طور عمده به تصمیم شخص بر می گردد و نتیجه تفکرات اوست که اگر درست پرورش یافته باشد، نقش جنسیت در آنها حداقل جزو عوامل اصلی اولیه نخواهد بود.

 

 در ایران امروز هویت امروزین جامعه انسانی بسیار تحت تأثیر جنسیت تعریف شده سنتی و تبعات آن قرار دارد. به بیان دیگر زن بودن و مرد بودن بیانگر حدود و خط قرمزهایی است که گرچه گاه هیچ عقل سلیمی وجود آنها را بر نمی تابد، همچنان با اقتدار تمام بر شکل گیری هویت انسانی ما حکومت می کنند و در فرآیند معیوب بازتولید فرهنگی بسته، هزاران باره تکثیر و بازتولید می گردند.

 .

.

.

غزل بانو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 10:0  توسط غزل بانو  | 

 

هویت جنسی یکی از بنیادی ترین بخشهای هویت یک فرد به مثابه موجودی انسانی است. اولین سوالی که هر کسی در رابطه با ما می پرسد این است که " او مرد است یا زن؟ " در عین حال اغلب افراد عمیقا به هویت جنسی شان نمی اندیشند و در مورد درکشان از دختر یا پسر بودن به تأمل نمی پردازند. خود متعارف به ما می گوید که افراد پسر یا دختر هستند. دخترها بزرگ می شوند و به زن بدل می شوند و پسرها به مرد. پسر یا دختر بودن در هنگام تولد از روی دستگاه تناسلی خارجی آشکار است. اما شاید مسأله فراتر از اینها باشد، چرا که جنسیت و هویت جنسی هر کدام تعریف خاص خود را دارند:

جنسیت ( SEX )  بر اساس وجود کروموزومهای  X و  Y و ترکیب این دو تعیین می شوند در حالیکه هویت جنسی  ( GENDER) به درک ما از مذکر یا مونث بودنمان بر می گردد. در این میان اما نظرات و عقاید حتی گاه متضادی به چشم می خورند که قابل تأملند. در واقع اینکه درک ما از مذکر یا مونث بودنمان است که ما را به مرد یا زن تبدیل می سازد، نظر تنها بخشی از پژوهشگران این حوزه است. اما نظریات دیگری نیز هستند که خلاف این موضوع را نه تنها با بحثهای اجتماعی بلکه با ارائه نتایج کاملا ملموس و عینی آزمایشگاهی و حقیقی ثابت می کنند. یکی از پر سر و صداترین اتفاقاتی که در این عرصه رخ داد، مربوط به دکتر جان مانی و دکتر میلتون دیاموند می باشد:

" دکتر جان مانی دهه ها قبل به والدین نوزاد پسری که در یک حادثه پزشکی قسمت اعظم آلت تناسلی خود را از دست داده بود، پیشنهاد کرد که نوزاد را با جراحی به دختر تبدیل کنند – بر اساس این نظریه که در این صورت می توان نوزاد را به صورت دختری طبیعی پرورش داد نه پسری غیر طبیعی. این مورد برای پژوهش علمی بسیار پر ارزش بود زیرا این نوزاد دارای برادر دو قلوی همسان بود که از لحاظ ژنتیکی کاملا مشابه او بود و می توانست اساسی برای مطالعه رشد هویت جنسی باشد... در هر حال پس از انجام این عمل، مورد جان / جوان به عنوان یک مورد پیروزی نظریه دکتر مانی مورد استفاده قرار گرفت تا اینکه دکتر میلتون دیاموند – پروفسور دانشگاه – پس از چاپ مقالات متعدد و پژوهشات بسیار که مبتنی بر وجود امکان تعیین هویت جنسی ذاتی در هنگام تولد بود به پیگیری مورد جان / جوان پرداخت. دیاموند در ابتدای دهه نود سعی کرد " جوان " را که اکنون احتمالا می باید زنی بالیده می بود و اساس نظریه مانی قرار گرفته بود پیدا کند. دیاموند که صرفا به دنبال مطمئن شدن از گزارشهای مانی از سیر زندگی " جوان " بود، وقتی او را یافت با شگفتی متوجه شد که " جوان " هیچ گاه خود را دختر نمی دانسته است و اکنون هم مردی متأهل است.

معلوم شد که جوان از همان دوران کودکی خود را پسر می دانسته و در برابر فشارها برای وادار کردنش رفتار دخترانه مقاومت می کرده است... او بعدها با جراحی مجدد تغییر جنسیتی خود را به مرد بدل کرد و ازدواج کرد. به این ترتیب دستگاه تناسلی خارجی دخترانه و بار آمدن به صورت دختر نتوانست حس سرشتی او از هویت جنسی واقعی اش را تغییر دهد."

 

در واقع پس از این برخوردهای علمی بود که پژوهشگران عصب – زیست شناختی در پی تحقیقات فراوان و به دست آوردن شواهد علمی فزاینده به نتایج زیر رسیدند:

" شواهد علمی فزاینده ای در دست است که ساختارهای تثبیت شده مغز پیش از تولد احساسات ذاتی هویت جنسی را به وجود می آورند. به نظر می آید که بخشی از مغز ( هیپوتالاموس در ناحیه BSTC ) تعیین کننده احساس درونی هویت جنسی است. این ناحیه در مراحل اولیه بارداری بر حسب محیط هورمونی مردانه یا زنانه موجود در جنین یا رحم، در یک فرآیند نقش پذیری (  Imprinting ) ساختاری خاص به دست می آورند یا به اصطلاح hard – wired  می شوند. اگر ساختارهای مغزی در این مرحله بارداری مردانه یا زنانه شوند، فرد با هویت جنسی پسر یا دختر به دنیا می آید، جدا از آنکه ترکیب کروموزومی یا دستگاه تناسلی خارجی او چه باشد. بنابراین کاملا امکان پذیر است که فردی هویت جنسی مخالف ترکیب کروموزومی اش داشته باشد."

می توان گفت نظریه غالب در این زمینه در حال حاضر به صورت زیر بیان می گردد:

" مهمترین اندام جنسی، آلت تناسلی خارجی نیست، مهمترین اندام جنسی مغز است."

 

***********************

مطلب از من نیست. از روزنامه همشهری سالها پیش برداشته شده و در قسمتی از یکی از مقاله های من به عنوان "هویت انسانی" ذکر شده اما فراموش کردم که منبعش رو کامل یادداشت کنم.

از نویسده معذرت می خوام

 

غزل بانو

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 1:0  توسط غزل بانو  |