هزینه ها:
هزینه تحصیل در هر دانشگاه در سایت همان دانشگاه موجود است. برای پیدا کردن سایت هر دانشگاه اسم آن را با پسوند ای دی یو دات مای سرچ کنید.
اطلاعات بعضی از دانشگاه ها و کالج ها به زبان فارسی را هم از سایت ایران مالزی می توانید ببینید. (نمی دونم چرا نمی تونم آدرس سایت ها رو بذارم یا بهشون لینک بدم! عجیبه!)
اما خود زندگی:
واقعیت اینست که هزینه زندگی شما به دو چیز بستگی دارد: مکان دانشگاه شما و نحوه تفکرتان
مکان دانشگاه مهم است چون معمولا در نزدیکی دانشگاه خانه می گیرید و هزینه اجاره در جاهای مختلف شهر متفاوت خواهد بود (مقایسه کنید بهای اجاره در نازی آباد و نیاوران را)
به شخصه برای اینکه مسافت خانه تا دانشگاه را به حداقل رسانده باشم (بیست دقیقه پیاده روی) برای یک اتاق ماهی هشتصد رینگیت مالزی (شامل هزینه آب و برق و گاز) برابر با حدودا دویست و پنجاه هزار تومان می پردازم. دوستانی دارم که در دانشگاه های دیگر درس می خوانند، نزدیک دانشگاهشان با همین مبلغ یک خانه سه خوابه با وسایل زندگی گرفته اند و دوستانی دیگر هم هستند که در نقاط دیگر برای یک اتاق متوسط ماهی هزار و پانصد رینگیت می پردازند.
چرا من این مبلغ را می پردازم؟
- برای صرفه جویی در هزینه رفت و آمد که نسبتا بالاست. حساب کنید که برای یک مسیر ده دقیقه ای باید حدود چهار هزار تومان پول تاکسی بدهید. رفت و آمد با اتوبوس و قطار درون شهری هم نسبتا وقت گیر و کمی گران است. بلیط اتوبوس یک رینگیت است یعنی سیصد تومان!
- محیط مجتمعی که من زندگی می کنم به نسبت جای خوبی محسوب می شود. مثلا بالاتر از میدان ولیعصر و حدود ونک خودمان!
- مجتمع زندگی من از امنیت و امکانات جانبی خوبی برخوردار است: زمین تنیس، اسکواش، پینگ پنگ، بیلیارد، استخر (همگی رایگان). در ضمن در ساختمان، خشکشویی، آرایشگاه، مرکز اجاره ماشین، کافی نت و سایر خدمات جانبی هم داریم.
نحوه تفکر شما- تکلیفتان را با خودتان روشن کنید. قبل از آمدن از خودتان بپرسید در حال حاضر در ایران در چه سطحی از رفاه زندگی می کنم؟ خیالپردازی نکنید که از خانه ای پنج هزار متری در نیاوران بیایید و بتوانید در یک اتاق دو در سه دو سال تمام زندگی کنید، مسافرت نروید یا مثل اروپایی ها بک پکری بروید، دیسکو نروید، رستوران آنچنان نروید و تفریحات سالم و ناسالم هم نداشته باشید (مخصوصا آقایان محترم) ما ایرانی هستیم، با همه تجملات و وسواس های خاص خودمان و خرده فرمایش های خاص تر!
برای من که وقت خیلی از این کارها را در طول ترم ندارم و ناپرهیزی و تفریح طول ترم من منحصر می شود به ناهار های روز یکشنبه در رستورانی معمولی یا خریدی در زمان حراج مارکهای معروف؛ یا بین دو ترم بک پکری مسافرت می روم با حداقل هزینه ها و مثل یک دانشجو، حدودا ماهی هشتصد تا نهصد رینگیت هزینه خورد و خوراک و لباس و غیره آب می خورد (ضربدر سیصد کنید می شود تومان)
دوستانی دارم که با ماهی پانصد رینگیت هم زندگی می کنند، دوستانی هم هستند که ماهی ده هزار رینگیت برای نوشیدنی های حلال و حرام خرج می کنند. پس هزینه زندگیتان کاملا بستگی به نحوه تفکرتان دارد!
برآورد کلی من اینست که سطح متوسط هزینه ها در کل بطور ماهیانه بالغ بر هزار و صد تا هزار و پانصد رینگیت در ماه است با بالا پایین کردن دویست رینگیت!
.
.
.
ادامه دارد



