می گم : سال گاوه
می گه: ول کن این نمادهای چین و مغول رو! سال با سال فرق نمی کنه! ارزش زمان بیشتر از اینه که به نام حیوانات خونده بشه
می گم: باز یه وبلاگ نویس دیگه کشته شد! به جرم اظهار عقیده! به جرم تفکر متفاوت! حالم بده! انگار نه انگار که عیده! خودخواهی ماجرا اینه که فکر می کنم خوبه که متفکر نیستم! وگرنه با این زبون تیز حتما برگشتنم به ایران ناممکن می شد
می گه: حالا نه که تو خیلی دلت داره پر می کشه! برنگشته داری خواب خواهران ارشاد می بینی هر شب! همین الان هم برگشتنت ناممکنه! کی می خوای کلک این تز رو بکنی؟ باز که طولش دادی! هنر کنی زندگی خودتو جمع و جور کنی!
می گم: نه دیگه! اینجا رو بد اومدی! تو هم مثل همه ما می گی زندگی من! پس جمع چی می شه؟ هویت چی می شه؟ من دلم یه سفره هفت سین می خواد به بزرگی نقش جهان. دلم می خواد به جای پرشین کلاب های مالزی تو پارک ملت خودمون به همه شیرینی بدم و برقصم. دست یه زن چادری رو بگیرم و دوستش داشته باشم
می گه: باز تو جوگیر شدی؟ اینقدر شعار نده! هووووووووم سیک! بدم می یاد از این ادا اصول های ایرانی هایی که تا پاشونو می ذارن بیرون پیام بر محبت می شن!
می گم: تموم نشدن تز مجبورم می کنه تا آذر ماه تو این مملکت بمونم! خانوادم چی؟
می گه: وقتی می اومدی فکرشو نکردی؟ التماس ها رو تو نگاه ها ندیدی؟ الان که دیگه به نبودنت عادت کردن! بیخود خودتو لوس نکن
می گم: سال بدی نبود اما اشکهام دو برابر شده بودن امسال! تعداد دوستهای دروغینم هم!
می گه: بس که گیجی! مگه آدم از یه سوراخ چند بار گزیده می شه؟ چرا اینقدر اعتماد می کنی؟ چرا می دونی دروغ می گن و ساکتی؟ فقط زبونت سر خودت درازه!
می گم: با کلی آدم جدید آشنا شدم. درس های گرون قیمتی هم گرفتم که بهای بعضی هاش پدرم رو درآورد
می گه: همه همینن! اونی که هوشیارتره بهای کمتری می پردازه و تو ...
می گم: هوارتا برنامه برای سال جدید دارم. یعنی چلچله ها این بار دم پنجره م آواز مهربونی و شادی می خونن؟
می گه: تو همیشه منتظری!
خیلی حرفها هست که نمی گم. خیلی آرزوها هست که فقط تو دل می مونن. از اونا که می شه گفت مهمترینشون اینه که
دوست دارم تک تک ما یک "ماتادور" برنده باشیم
روز نو مبارک
غزل بانو
