تبليغاتX
اباطیل

اباطیل

رویش جوانه های ذهن ما مدیون هوایی ست که از ما دریغ کردند و ما با ولع بلعیدیم

 

بامزه ترین پیشنهاد تمام عمرم رو دو روز پیش داشتم:

حیفه که همه مردها از زیبایی صورت و بدنت لذت ببرن. به نظرم بهتره که (با اشاره به یک خانم عرب سرتاپا سیاه پوش و با نقاب در همون نزدیکی) محجبه از خونه بیرون بیای!!!!!!!!!   

 

مکان پیشنهاد: دانشگاه!!!!

پیشنهاد دهنده: یک مرد!

نسبت آقای مرد با بنده: در حد های و بای

نکته فوق مهم اول: فکر می کنید بنده با چه تیپ و لباسی می رم دانشگاه؟ کت و شلوار طوسی یقه بسته آستین بلند و گشاد!

نکته تامل برانگیز دیم: من در تمام طول عمرم درباره نوع پوششم از کسی نظر نخواستم. ایضا از آقای مرد

نکته بهداشتی سیم: اللهم اشف کل مریض

.

.

.

غزل بانوی مرد زده!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 14:22  توسط غزل بانو  | 

 

مالایی ها ملت خوبی هستند برای حکومت کردن. ذهنشان پیچیده و هزار تو نیست. بر خلاف ما ایرانی ها که برای انجام هر کار هزار راه و چم و خم بلدیم و با کارهایمان اینها را شگفت زده می کنیم مالاییها سر خط را می گیرند و می روند تا ته

 

قوانین موجود هم ساده سرراست و ابتدایی اند. به ذهن مردم خطور نمی کند که می توانند چه سوءاستفاده هایی از قوانین بکنند. در واقع راست و درست بودن مالایی ها از خوب بودن ذاتی و یا تعهد به دین و اخلاقیات سرچشمه نمی گیرد. کما اینکه هرکجا که بدانند راه دررویی هست می تازند (مثل بلاهایی که راننده تاکسی ها بر سر توریست ها می آورند) اما اینکه خلاف و زیرآبی رفتن به نسبت کمتر در بینشان دیده می شود و از نظر ما آدمهای کم هوشی به نظر می رسند فقط به این دلیل است که مغزهایشان مونولوگ بارآمده.

حالا دلیل این مونولوگ بودن می تواند جامعه باشد که تازه بیست سالیست با مظاهر جامعه مدرن و فردگرایی و رقابت آشنا شده و هنوز با این مسائل اخت نشده که بخواهد مردمی از نوعی دیگر پرورش دهد و یا تنبلی ذاتی این نژاد که به ساده ترین ها قانعند و خود را به دردسر نمی اندازند چون "زحمت" دارد (برخلاف چینی ها که در طمع کاری و خساست شهره خاص و عامند)

مالایی ها را صرفنظر از نادانیشان که بعضا مدیران را به زحمت می اندازد به راحتی می شود هدایت کرد. زیردست ها معمولا زیردستند و داعیه رهبری ندارند. در دنیای کرم خاکی وارشان وول میخورند و با یک توپ و تشر برمی گردند سر جای اول خودشان.

آنها هم که بالاترند اگر همگی از یک نژاد باشید (شما و جمعی که در آن هستید همه مالایی یا همه چینی و یا همه هندی باشید) و یا شما نژادی غیر از دو نژاد دیگر حاکم در مالزی داشته باشید (خارجی باشید)  با شما عناد ندارند. تنها چیزی که ممکن است آزارتان دهد بی اعتمادی غریبی ست که تمام ملت های جهان سوم به بالاتر ها دارند (همان حکایت دایی جان ناپلئون را اینها با عمو سام دارند) و اضافه بر اینکه اینها فرهنگ و حریم خصوصیشان را دودستی چسبیده اند.

 

برخلاف ما ایرانیها که فکر می کنیم وقتی می رویم خارج باید شبیه "آنها" بشویم و ایرانی بودن را کنار بگذاریم و واژه "ایرانی بازی" برایمان معدل دهاتی بودن است (صرفنظر از درست یا غلط بودن این فکر) مالایی ها را صد سال هم در مریخ بگذارید همان رفتار خاص مالایی خودشان را دارند: باز هم لباس خاص خودشان به نام "باتیک" را می پوشند - با دست غذا می خورند - ده دوازده تا بچه دارند و لهجه خاص خودشان را دارند که بعد از بیست سال زندگی و تحصیل در بهترین دانشگاه آمریکا هنوز به جای اکی می گویند اکی لا!

 

نمی دانم این خصلت ها بهتر است و یا مثل ایرانیها پیچیده و فردگرا بودن و جاه طلب بودن. اما می دانم که یکی از دلایل پیشرفت سریع این مردم اینست که پیروها حرف پیشواها را قبول می کنند و در برابرشان کرنش می کنند. سیاستمدارها سیاسی کارند و مردم عادی سرشان به کار خودشان است. نه به اندازه خاورمیانه معدن و نفت و گاز دارند و نه موقعیت ژئوپلتیک و استراتژیکی سرنوشت ساز! سرشان را انداخته اند پایین و به حرکت لاک پشتی خودشان با درآمد روغن پالم (نخل) و ماشین سازی و توریسم ادامه می دهند و مدتهاست ما خرگوش های ایرانی را پشت سر گذاشته اند...

 

 

غزل بانو

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 13:41  توسط غزل بانو  |