تبليغاتX
اباطیل

اباطیل

رویش جوانه های ذهن ما مدیون هوایی ست که از ما دریغ کردند و ما با ولع بلعیدیم

 

من:  آره نمی دونی چقدر ناراحتم! کیف مامانم رو تو کوچه مامان جونم اینا دزد برده. با کلی پول و مدارک! مامان جونم از بس هول کرده مریض شده بنده خدا! تازه از اونطرف دخترعموی کوچیکم هم مریضه تو بیمارستانه!!!!!   همه ش تقصیر منه که اینجام. خیلی اشتباه کردم اومدم!  الان که به من نیاز دارن من اونجا نیستم. به سرم زده این ترم آخری قید همه چیزو بزنم برگردم.....

 

تو: خودتو ناراحت نکن. پیش می یاد. کاش اونجا بودم

 

من: آره! خیلی به حضور یک دوست نیاز دارم!     کاش من اونجا بودم. تو اینجا بودی چه کار می کردی؟ کاری از دستت بر نمی یومد

 

تو: چرا! یه سیلی می زدم تو گوشِت از این حال در بیای 

 

من:

 

پ.ن: بیست ساعت از این مکالمه گذشته و من هنوز تو شوکم!

 

غزل بانو

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 16:29  توسط غزل بانو  | 

 

خارجیان محترم چقدر شما گیجید

 بفهمید دیگه! حالا هی بگید این دیوونه نماینده یک ملته! بابا ما ایرانی ها این مدلی هستیم! دیوونه هامونو به جای امین آباد می فرستیم  ژنو که برای بهبود دنیا برنامه بدن. دانشمندامونو می فرستیم کشورهای دیگه که اختراعات رو به نام اون کشورها ثبت کنن. مردم فهیم و متفکرمون رو می فرستیم آب خنک بخورن. موقع شادی و تعطیلات هم تفریحمون اینه که تصادف کنیم بمیریم

مدلمون اینجوریه. خوشیم برای خودمون

 

نماینده هم نداریم

فدای سرمون که فکر می کنید ما همه مون عقب مونده ییم و شتر سوار می شیم

 

ای بابا

.

.

.

غزل بانو

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:52  توسط غزل بانو  |