می گم: اینجا خوبیش اینه که استرس نداره
می گه: آره، اما . . . تلفنش زنگ می خوره: الو، سلام مامان، دلم تنگ شده بود . . .
**********
تو آینه نگاه می کنم. چقدر ژولیده م، تپل و کمی هم پیر، ابروهام شده عین عمو جغد شاخدار!
پوست، افتضاح بود، افتضاح تر شده. دکترم می گفت ازدواج کنی پوستت خوب می شه. گفتم تا شما نسخه رو می نویسید برم سر کوچه سفارش پلاکارد بدم: شوهر فوری نیازمندیم، با امکانات و تسهیلات جانبی
خندید.
گفت: شما نسل جوون مغرور آخرش با مغز می رید می شینید همون جا که مادربزرگاتون نشستن: تو آشپزخونه.
**********
تلفن زنگ خورد. الو، سلام. تو آش رشته، رشته سوپی بریزم یا پلویی؟
....
خودش فهمید چرا صدام درنیومد. با شکوه گفت: خب تو این خرابشده که رشته آشی ندارن، رشته تموم کردم. حالا کدوم یکی جواب می ده؟ راستی جواب آزمایش های تزم دراومد ها! درست شد. برای دفاع تو هم دعوتی . . .
دو دقیقه بعد اس ام اس زد: نگفتی کدوم رشته ....؟
**********
نشستم رو تخت. قدیما عادتم بود وقتی تو اوج درس خوندن بودم، می رفتم گوشه اتاقم، بین کتابخونه و میز تحریر. پاهامو جمع می کردم تو دلم. می نشستم که نه، گره می خوردم تو هم. بابام می گفت: مگه مرتاضی؟
الان ها، اتاقم گوشه خالی نداره. می رم تو پذیرایی. بین مبل های سبز و قهوه ای زشت و با آباژور کرم، چارچنگولی می شینم رو سرامیک ها.
همخونه م می پرسه: تمرین ذهنی انجام می دی؟ و می خنده: خوبه شوهر نداری، فکر می کرد زده به سرت، کتاباتو از پنجره می نداخت بیرون، تو استخر.
توضیح می ده: مردای میدل ایستی خیلی خشن تر از ما چینی ها هستن!
از رو تخت، تو آینه روبروم نگاه می کنم. خشن بودی؟ یادم نمی یاد! اما یادمه که برام آواز می خوندی. چی می خوندی؟ یادم نیست. حتی صدات هم یادم رفته. اما نگاهات، چشمای سبزت، موهای طلاییت، هیکل تپلت تو پالتوی زارا هنوز یادمه. راستی چرا موهات بلند بود؟
می شینی تو آینه. روبروم. مثل اون روزا که نزدیکم بودی اما دورها رو نگاه می کردی. می پرسم هنوز بهش فکر می کنی؟ به همونی که تو رو ازم گرفت؟
می گی: تردیدهام منو از تو گرفت
می گم: من زنم. دروغ رو بو می کشم. هیچ وقت تو چشمام نگاه نکردی بی اینکه بگی دوستم داری. نه؟
می گی: لعنت به تمام تردیدهای دنیا
می گم: پیشونی نوشت می دونی چیه؟
.
.
.
از تخت می یام پایین. دنبال یه جا می گردم بین کتابخونه و میز تحریر. یه جا که دست و پاهامو تو هم گره بزنم، به هرچی دختر هندیِ فحش بدم که تو رو ازم گرفت و بعد تا آخر دنیا همه کتابای پی اچ دی رو ورق ورق کنم، شاید لابلای برگه هاش چند تا قطره اشک پیدا بشه . . .
********************************
درگیر کارهای تزم هستم. حسابی درب و داغونم. شما جدی نگیرید

غزل بانو