تبليغاتX
اباطیل

اباطیل

رویش جوانه های ذهن ما مدیون هوایی ست که از ما دریغ کردند و ما با ولع بلعیدیم

 

مالایی ها ملت خوبی هستند برای حکومت کردن. ذهنشان پیچیده و هزار تو نیست. بر خلاف ما ایرانی ها که برای انجام هر کار هزار راه و چم و خم بلدیم و با کارهایمان اینها را شگفت زده می کنیم مالاییها سر خط را می گیرند و می روند تا ته

 

قوانین موجود هم ساده سرراست و ابتدایی اند. به ذهن مردم خطور نمی کند که می توانند چه سوءاستفاده هایی از قوانین بکنند. در واقع راست و درست بودن مالایی ها از خوب بودن ذاتی و یا تعهد به دین و اخلاقیات سرچشمه نمی گیرد. کما اینکه هرکجا که بدانند راه دررویی هست می تازند (مثل بلاهایی که راننده تاکسی ها بر سر توریست ها می آورند) اما اینکه خلاف و زیرآبی رفتن به نسبت کمتر در بینشان دیده می شود و از نظر ما آدمهای کم هوشی به نظر می رسند فقط به این دلیل است که مغزهایشان مونولوگ بارآمده.

حالا دلیل این مونولوگ بودن می تواند جامعه باشد که تازه بیست سالیست با مظاهر جامعه مدرن و فردگرایی و رقابت آشنا شده و هنوز با این مسائل اخت نشده که بخواهد مردمی از نوعی دیگر پرورش دهد و یا تنبلی ذاتی این نژاد که به ساده ترین ها قانعند و خود را به دردسر نمی اندازند چون "زحمت" دارد (برخلاف چینی ها که در طمع کاری و خساست شهره خاص و عامند)

مالایی ها را صرفنظر از نادانیشان که بعضا مدیران را به زحمت می اندازد به راحتی می شود هدایت کرد. زیردست ها معمولا زیردستند و داعیه رهبری ندارند. در دنیای کرم خاکی وارشان وول میخورند و با یک توپ و تشر برمی گردند سر جای اول خودشان.

آنها هم که بالاترند اگر همگی از یک نژاد باشید (شما و جمعی که در آن هستید همه مالایی یا همه چینی و یا همه هندی باشید) و یا شما نژادی غیر از دو نژاد دیگر حاکم در مالزی داشته باشید (خارجی باشید)  با شما عناد ندارند. تنها چیزی که ممکن است آزارتان دهد بی اعتمادی غریبی ست که تمام ملت های جهان سوم به بالاتر ها دارند (همان حکایت دایی جان ناپلئون را اینها با عمو سام دارند) و اضافه بر اینکه اینها فرهنگ و حریم خصوصیشان را دودستی چسبیده اند.

 

برخلاف ما ایرانیها که فکر می کنیم وقتی می رویم خارج باید شبیه "آنها" بشویم و ایرانی بودن را کنار بگذاریم و واژه "ایرانی بازی" برایمان معدل دهاتی بودن است (صرفنظر از درست یا غلط بودن این فکر) مالایی ها را صد سال هم در مریخ بگذارید همان رفتار خاص مالایی خودشان را دارند: باز هم لباس خاص خودشان به نام "باتیک" را می پوشند - با دست غذا می خورند - ده دوازده تا بچه دارند و لهجه خاص خودشان را دارند که بعد از بیست سال زندگی و تحصیل در بهترین دانشگاه آمریکا هنوز به جای اکی می گویند اکی لا!

 

نمی دانم این خصلت ها بهتر است و یا مثل ایرانیها پیچیده و فردگرا بودن و جاه طلب بودن. اما می دانم که یکی از دلایل پیشرفت سریع این مردم اینست که پیروها حرف پیشواها را قبول می کنند و در برابرشان کرنش می کنند. سیاستمدارها سیاسی کارند و مردم عادی سرشان به کار خودشان است. نه به اندازه خاورمیانه معدن و نفت و گاز دارند و نه موقعیت ژئوپلتیک و استراتژیکی سرنوشت ساز! سرشان را انداخته اند پایین و به حرکت لاک پشتی خودشان با درآمد روغن پالم (نخل) و ماشین سازی و توریسم ادامه می دهند و مدتهاست ما خرگوش های ایرانی را پشت سر گذاشته اند...

 

 

غزل بانو

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 13:41  توسط غزل بانو  | 

 

اما آنچه بايد درباره لايه ها بدانيم اينست كه:

لايه ها در گردونه تكامل نماينده روش هاي تفكر هستند. سيستم ها در لايه هاي گردونه تكامل از بين نمي روند بلكه تحت شرايط مساعد در لايه هاي بالاتر ظاهر مي شوند؛ در واقع بحث بهتر بودن يا بدتر بودن لايه ها مطرح نيست بلكه تناسب و سازگاري هر لايه با شرايط زيستي در زمان و مكان خاص مطرح مي گردد و در نهايت گردونه تكامل راجع به سيستم هاي فكري/ ارزشيست و نه افكار و ارزشها.

 

با اين توضيح كوتاه به معرفي لايه ها مي پردازم:

v  لايه بژ يا نخودي: نماينده تفكر غريزي و جامعه اي با ساختار دسته اي و بي شكل، يادآور انسانهاي بدوي با فرآيند زيستي بقا محور مي باشد.

v     لايه بنفش: نماينده تفكر پرستش آيين هاي مذهبي در جامعه اي با ساختار قبيله اي مي باشد.

v  لايه قرمز: سمبل تفكر خودمحور با ساختار اجتماعي پادشاهي، امپراطوري و فرآيند قدرت يافتن فرد قويتر و زورمدار است.

v  لايه آبي: تفكر مطلق گرا، ساختار اجتماعي هرمي و فرآيند پررنگ شدن مسووليت فردي و صلاحيت اشخاص

v  لايه نارنجي: بيانگر تفكر چند بعدي، ساختار اجتماعي سلسله مراتبي و بوروكراسي، نظام پاداش در برابر انجام كار درست مي باشد و افراد براي دستيابي به نتايج قابل قبول و اثرگذاري تلاش مي كنند.

v  لايه سبز: نماينده احساس تعلق به جامعه، خودآگاهي، همكاري براي رسيدن به بلوغ جمعي و هارموني و عشق است. در اين لايه تفكر بر پايه نسبي گرايي شكل مي گيرد و ساختار مساوات طلبانه و دموكراتيك بر جامعه حاكم است.

v  لايه زرد بيانگر تفكر سيستمي و ساختار تعاملي هميشه در حال گذار و سيال است كه استقلال و ارزش دادن به "من" وجودي را در پي دارد.

v     لايه فيروزه اي نمايانگر تفكر كل گرا و ساختار فراملي ست.

v  لايه مرجاني كه آخرين لايه محسوب مي شود: هنوز در بين متخصصين تعريف مناسبي براي آن وجود ندارد (يعني ذهن بشري تصوري بالاتر از تفكر كل گرا و ساختار فراملي را درك و هضم نمي كند؟؟؟)

 

 

 

سوال امروز من فقط در دو جمله خلاصه مي شود: (هرچند نمي توان حكم كلي صادر كرد، نظرم بر برآورد تفكر حاكم است)

 

سردمداران تفكر در ايران امروز در كدامين لايه قرار مي گيرند؟

 

 مردم عامي در كدام لايه ايستاده اند؟ (و يا شايد خوابيده اند؟)

 

در كجاي جهان ايستاده ام؟*

 

 

غزل بانو

 

* قطعه اي از شعر خسرو گل سرخي تحت عنوان سروده هاي خفته**

** مرسي يحيي خان بابت اسم شعر

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 0:30  توسط غزل بانو  | 

 

درباره هرم انگيزشي مازلو (مراتب نيازها و انگيزه هاي انساني) همه ما كم و بيش چيزي خوانده يا شنيده ايم

 

 (براي يادآوري خودم: پنج مرحله اي كه در ساختار هرم مازلو قرار مي گيرند از پايين ترين و ابتدايي ترين نياز عبارتند از: نيازهاي زيستي اوليه، امنيت، احساس تعلق و وابستگي عاطفي/ اجتماعي، اعتماد به نفس، خودشكوفايي و كمال گرايي)

 

مبحث جديد و كامل تري كه در اين زمينه مي خواهم معرفي كنم مبحث Spiral Dynamics  و يا گردونه تكامل است كه چون مرجع و مقاله اي در اين باره به فارسي پيدا نكردم، پيشنهاد مي كنم از منابع انگليسي كل مبحث را دنبال كنيد.

 

در اين مبحث دغدغه هاي روانشناسي درباره ماهيت وجودي انسانها و چگونگي تغييراتشان به طور مبسوطي مورد مطالعه قرار مي گيرند و تئوري و فرضيه هاي موجود به نحو بسيار جالبي به سطح سازمانها آورده مي شوند كه در نهايت آنها را در لايه هاي مختلف وجودي قرار مي دهد.

 

در واقع گردونه تكامل ، چارچوب نظري است كه نسبت به تئوري‏هاي قبلي مثل نظرية انگيزش مازلو داراي قدرت بيشتر در تفسير و توضيح مراتب وجود انسان و تغيير و ديناميك جاري در سيستم‏هاي انساني است و يا به تعريف يكي از متخصصين آن:

 

گردونه تكامل راهي براي فكر كردن به اين موضوع است كه "ما كه هستيم؟" . ديدگاهيست درباره ذات بشري و چگونگي تغييرات در آن و در واقع بيانگر رويكردي متفاوت نسبت به گونه گوني انسانهاست و ريشه در اين دارد كه ما چگونه درباره چيزها فكر مي كنيم و جهان اطراف خود را چگونه به تصوير مي كشيم و يا به عبارتي برداشت ما از جهان اطرافمان چيست.

 

 

اما گردونه تكامل چه مي گويد؟

 

گردونه تكامل برپايه قرار دادن سيستم هاي مختلف فكري و رويكردهاي مختلف در لايه هاي مختلف شكل گرفته است. در چارچوب نظري Spiral Dynamics سيستم‏هاي فكري و لايه‏هاي گردونه ، همان نقشي را به عهده دارند، كه DNA  و ژن‏ها در شكل گيري و تكامل سيستم هاي ارگانيك دارند. بدين معنا كه چگونگي تكامل ذهني -  فرهنگي  سيستمهاي انساني را توضيح مي‏دهند.

 

اگر مطلب ژنتيك و ممتيك مرا خوانده باشيد، با اصطلاح ممتيك كه جزو تعاريف بنيادين اين فرضيه است، از قبل آشنايي داريد.

 

گردونة تكامل به هشت لايه ممتيكي تقسيم شده است و به هر كدام،  بسته به ويژگي‏هاي آنها يك رنگ نمادين تخصيص داده شده است. اما گردونة تكامل به اين هشت رنگ يا هشت ممتيك محدود نيست و به دليل پويايي آن، رنگ‏ها و سيستم‏هاي فكري جديدي نيز در آينده بروز خواهند كرد.

 

 

دنباله بحث درباره لايه ها رو به يكي دو روز آينده موكول مي كنم.

با احترام و مهر

 

غزل بانو

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 1:26  توسط غزل بانو  |